جلال جلالى زاده
277
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
مسأله : بر سؤال سائل و طلب نياز از سوى نيازمند اطلاق مىشود . در اصطلاح مطالبى هستند كه در علم براى آنها برهان و دليل آورده مىشود و هدف از علم شناخت آنهاست . قضيهاى كه در دليل آوردن براى آن نياز به دليل قطعى يا ظنى داشته باشد ، چه قولى يا فعلى باشد ، مانند سخن اصوليان كه گفتهاند : در مسائل اجتهادى مخالفتى نيست ، يعنى در قضاياى اجتهادى كه متون صريح و واضحى نيست از مخالف ايراد گرفته نمىشود . مسألهى اصولى : آنچه كه در طريق استنباط حكم كلى قرار گيرد . مسالك علت : مجموعه روشها و ابزارهاى نقلى و عقلى كه به وسيلهى آنها به علت احكام رسيده مىشود . راههاى شناخت علت . مسالك علت عقلى : روشهايى كه از خلال اجتهاد مجتهد ، علت به وسيلهى آنها اثبات مىشود و اين براى رسيدن به علت شرعى معتبر است و شامل مناسبت ، سبر و تقسيم ، دوران ، طرد و عكس مىشود . مسالك علت نقلى : روشهاى نقلى اثبات علت شرعى يا ذكر آن از سوى شارع ( نص ) يا ايما و اجماع است . مستثمر : اصطلاحى كه مختص به امام غزالى در كتاب المستصفى است و مراد از آن مجتهد است . المستصفى : كتابى است كه امام ابو حامد محمد بن محمد غزالى ( 505 ه . ق ) تأليف كرده است . داراى عبارتى دقيق ، مختصر و مفيد مىباشد . مستحب : شارع انجام آن را از مكلف خواسته است كه انجام دادنش موجب پاداش است ، ولى انجام ندادنش موجب عقاب نيست . مستدل : طالب دليل ، كسى كه به ادلهى شرعى براى رسيدن به احكام استدلال مىكند . حكم شرعى كه هدف مستدل رسيدن به آن مىباشد . مستفتى : طالب فتوا ، كسى كه از حكم شرعى حادثهاى سؤال مىكند ( عامى ) . مستفيد : عالمى كه به درجهى اجتهاد رسيده و قادر بر استنباط احكام شرعى از نصوص كتاب و سنت است . مجتهد ناميدن مستفيد براى آن است كه احكام را از ادله استفاده مىكند .